۱۷ فروردین ۱۳۹۳
 
نوشته شده توسط : مدیر



:: موضوعات مرتبط : آلبوم تصاویر
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : مدیر

[metaslider id=492]



:: موضوعات مرتبط : آلبوم تصاویر
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : مدیر



:: موضوعات مرتبط : آلبوم تصاویر
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ | ۱ دیدگاه
 
   
گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام بازهم گشوده ام درى به روى انتظارتابگويمت هنوزهم به آن صداى آشنا اميدبسته ام. اى توصاحب زمان! اى توصاحب زمين! دل جداز يادتوآشيانه اى خراب وبى صفاست يادسبزوروح بخش تو يادلطف بى نهايت خداست کوچه باغ سينه ام اى گل محمدى به عطرنامت آشناست آنکه درپى تونيست کيست؟ آنکه بى بهانه توزنده است درکجاست؟ صبحگاه جمعه هاآفتاب ياد توز «ندبه»هاى ماطلوع مى کند.آنکه شب پس ازدعابا سروداشتياق ونغمه اميدبادلى سفيدخواب رفته است روز رابه شوق ديدنت شروع مى کند.اى تومعنى اميدوآرزو!اى براى انتظار عاشقانه آبرو!عشقهاى پاک درميان خنده هاوگريه هاى عاشقان پيش عصمت الهى ات خضوع مى کند. اى بهانه اى براى زيستن! اشتياق همچوسبزه بهاره هرطرف دميده است.جمکران جلوه اى ازانتظاروشوق ماست اى بهارجاودان اى بهارآفرين مادرانتظارمقدم توييم اى اميد آخرين!