۱۸ اسفند ۱۳۹۲
 
نوشته شده توسط : مدیر

« لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ….. و کل فی فلک یسبحون » آیه ۴۰ سوره یس

نه خورشید را سزاوار است به ماه برسد …. و هر کدام در مداری شناورند.

قرن های متمادی انسان ها فکر می کردند که زمین ثابت و مرکز جهان است و همه اجرام آسمانی به دور زمین می چرخند و همه بر این عقیدی خود اصرار می کردند تا حدی که گالیله را به خاطر این که گفته بود خورشید ثابت و زمین به دور آن می چرخد محاکمه کردند .

پس از مدتی مردم نظر گالیله مبنی بر حرکت زمین را پذیرفتند و تصور بر این بود که خورشید ثابت است و زمین می چرخد. اما هم اکنون همه می دانیم که نه زمین ثابت است و نه خورشید و نه ماه. بلکه ماه بر روی مدار خود بدور زمین می چرخد ، و زمین و ماه با هم بر روی یک مدار به دور خورشید می چرخند ، و هر سه این اجرام با همه اجزای منظومه شمسی به دور مرکز کهکشان را شیری می چرخند.

این موضوع را(گردش ماه و خورشید در مداری معین ) قرآن کریم در آیه ۴۰ سوره یس ذکر کرده است.همچنین در در آیاتی دیگر ماه را تابان می نامد یعنی جسمی که نور را بازتاب می کند، در صورتی که خورشید را درخشان می نامد یعنی جسمی که خود نور تولید می کند.

فاصله خورشید از مرکز کهکشان راه شیری ۲۵ میلیون سال نوری است و هر با گردش خورشید به دور مرکز کهکشان ۲۵۰ میلیون سال طول می کشد . در ضمن سرعت مداری خورشید هم ۲۵۰ کیلومتر بر ثانیه است.

هر سال نور فاصله ای است که نور با سرعت ۳۰۰۰۰۰کیلومتر بر ثانیه طی می کند.و اگر بخواهیم آن را بر حسب کیلومتر بدست آوریم باید حاصل ضرب زیر را محاسبه کنیم.

۳۶۵×۲۴×۶۰×۶۰×۳۰۰۰۰۰

حاصل ضرب آن برابر خواهد شد با ۹۴۶۰۸۰۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر

یا ۱۰۸×۹۴۶۰۸کیلومتر یا ۱۰۱۱× ۶۰۸/۹۴ کیلومتر

نکته آخر این که کهکشان را شیری را همانند یک بشقاب تصور کنید که قطر آن ۱۰۰ میلیون سال نوری ، ضخامت آن حدود ۲ میلیون سال نوری و ضخامت بخش مرکزی آن حدود ۲۰ میلیون سال نوری است.



:: موضوعات مرتبط : زمین شناسی
:: برچسب ها :
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ | بدون دیدگاه
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



 
   
گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام بازهم گشوده ام درى به روى انتظارتابگويمت هنوزهم به آن صداى آشنا اميدبسته ام. اى توصاحب زمان! اى توصاحب زمين! دل جداز يادتوآشيانه اى خراب وبى صفاست يادسبزوروح بخش تو يادلطف بى نهايت خداست کوچه باغ سينه ام اى گل محمدى به عطرنامت آشناست آنکه درپى تونيست کيست؟ آنکه بى بهانه توزنده است درکجاست؟ صبحگاه جمعه هاآفتاب ياد توز «ندبه»هاى ماطلوع مى کند.آنکه شب پس ازدعابا سروداشتياق ونغمه اميدبادلى سفيدخواب رفته است روز رابه شوق ديدنت شروع مى کند.اى تومعنى اميدوآرزو!اى براى انتظار عاشقانه آبرو!عشقهاى پاک درميان خنده هاوگريه هاى عاشقان پيش عصمت الهى ات خضوع مى کند. اى بهانه اى براى زيستن! اشتياق همچوسبزه بهاره هرطرف دميده است.جمکران جلوه اى ازانتظاروشوق ماست اى بهارجاودان اى بهارآفرين مادرانتظارمقدم توييم اى اميد آخرين!